تبليغاتX
فقط یک لحظه سکوت
خسرو شکیبایی در گذشت...............

وقتی این خبر در ساعت ۱۱ صبح دیروز و وقتی که کشیک بودم به گوشم رسید ناگهان پشتم یخ کرد!!!

باورم نشد که باز ایرانم یک هنرمند دیگر رو از دست داده است...........ناخوداگاه اشک در چشمانم جمع شد و به مرور آثار هنری اش که از دوران نوجوانیم با من بود پرداختم......"هامون..کیمیا....خانه سبز و.........خیلی از کارهای دیگرش که اسمشونو به خاطر نمیاوردم".

روحش شاد و یادش گرامی باد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 4:19 PM  توسط مریم | 
نمیدونم چند نفر از هم سن و سالهای من و با درجه تحصیلی مشابه من تا حالا مجله دوست داشتنی ۴۰ چراغو خوندن؟!!

فقط همین قدر میدونم که من خوندنشو از دوران اینترنیم شروع کردم و حتی در دوره ای که برای امتحان دستیاریم درس می خوندم به غیر از ۲ ماه آخر از خوندنش دست بر نداشتم!!!

۱ هفته پیش در شماره جدیدش از مکان های دوست داشتنی که هر انسانی در همون فضا ممکنه احساس آرامش کنه نوشته بود که برام جالب بود.......

فکر کردم ۵ مکانی که ممکنه برای من از همه جا جذاب تر و دوست داشتنی تر باشه کجاست؟!!!

اون ۵ مکان به ترتیب اولویت اینها هستند......

۱.اتاقم تو رشت که حتی اگه ۱۲ ساعت فقط آف داشته باشم هر جوری شده خودمو به اونجا میرسونم.

۲.خیابون گلسار رشت به ویژه صبح های زود که جون میده برای پیاده روی و دوچرخه سواری.

۳.دریاچه شورابیل اردبیل که تمام صبح های ۵شنبه و جمعه که در دوران اینترنی کشیک نبودم با صمیمی ترین دوستام میرفتیم اونجا و ورزش میکردیم و میدویدیمو دوچرخه سواری میکردیم و یا ساعت ۲ بعداز ظهر هر کشیکه با صمیمی ترین دوستم...خسته و کوفته میرفتیم ۱ دور با ماشین دورش میزدیمو بستنی میخوردیم تا خستگی کشیک از تنمون در بیاد!!!!!

۴.خیابون جردن تهران که زیبا ترین خاطرات دوران کودکیم در اونجا گذشت و عزیز ترین افراد زندگیم اونجا زندگی میکردند و چشم به هم زدم از دستشون دادم و الان از همه اونها در این منطقه تهران فقط خالم مونده!!!!

۵.شالیزارهای شمال.......... که وقتی نزدیکش میرسم بوی شهرم رو به خوبی استشمام میکنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 3:40 PM  توسط مریم | 
مثل همیشه از این امتحان هم سر بلند در اومدم...........

بعد چند هفته استرس.بی خوابی و تشنج........بالاخره این هم به سر امد.........با اون نمرات معرفی افتضاحی که داده بودن شانس کمی برای رد شدن از کابوس سال یکی داشتیم.....

البته نمیدونم بقیه یعنی پسرامون چه کردن؟؟؟؟

من که شب امتحان کشیک بودم.......با بدبختی چشمامو باز نگه داشته بودم...ولی وقتی کلیدو گرفتم و مقایسه کردم خستگی از تنم در اومد...........

خدایا شکرت که باز هم همرام بودی.دوستت دارم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 1:57 PM  توسط مریم | 
نمیدو نم چند نفر تا حالا تونستند فیلم غرور و تعصب ببینند و یا کتابشو بخونند؟!!

ولی دیدن و یا خوندن کتابشو به همه دوستام توصیه کردم و میکنم.

از دیدن این فیلم لذت بردم.

از زندگی لذت میبرم پس هنوز زنده ام............

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 4:29 PM  توسط مریم | 
شمارش معکوس تا امتحان ارتقا..................

اتندینگ راه میرن و میگن پوستتون کنده شدست!!!!!!اینم از اتند های ما!!!!!!!!!!

اینا همونایی هستن که سال دومی ما رو معرفی نکردن و ۲ هفته پیش از بخش اخر اجش کردن!!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 5:56 PM  توسط مریم | 
چرا خوشحال نیستم؟؟؟!!!!

در حالیکه به تمام آرزوهام به جز یکی رسیدم..........شاید همون یکی تمام زندگیمو خراب کنه ولی احمقانه به نظر میرسه که به خاطر نرسیدن به ۱ آرزو تمام زندگیت خراب شه!!!!!!!!!!

۱ آرزویی که شاید اگه بهش میرسیدی دیگه نمیتونستی به سایر آرزوها و رویا های دیگرت برسی!!!!!!!!!!!!!

میدونم این غم تخریب کنندست...

میدونم که باید بهش غلبه کنم.......

میدونم که باید اون ۱ آرزو رو فراموش کنم!!!

گاهی زندگی خیلی برام سخت میشه.گاهی خودمو نمی شناسم.

من همون مریم دوران اینترنی نیستم که پر شور و پر از انگیزه بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 10:21 PM  توسط مریم | 
امروز از رشت برگشتم.............

نمیدونم تا کی میتونم دوری از خانواده و رشت رو تحمل کنم؟؟؟!!!!!

چه اشتباهی بود انتخاب این شهر کذایی

+ نوشته شده در  شنبه هشتم تیر 1387ساعت 0:54 AM  توسط مریم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ

پیوندهای روزانه
پزشک و تبلیغات پزشکی در اینترنت
آمیز قلمدون
جراح دیوانه(شیر سارا)
تبسم خدا
یک دنیا خاطره(رها.......)
دکتر سارا
از نگاهی دیگر
medicineman
پزشک 78
اینجا سرد است.....
مدیکوس
لاپاروسکوپ
مردی از جنس ترانه
سیمای انسان راستین
خاطرات یک دانشجوی پرستاری
به آسمان بگو........
ایراندخت
دست نوشته های یک پزشک
پزشکی و زندگی
یادداشتهای یک دانشجوی پزشکی
دانستنی های داروخانه
دکتر ایکس
روانپزشک نیمه دیوانه
آسمون و ریسمون
تب و تاب طب
باران
قرارمون ........تو آسمون
خانه رویاهای من
دکتر مثبت
جامعه جراحان ایران
ویدیو های جراحی
سایه گرم
دکتر پرتقالی
میز غذا
پزشکان ایران
انجمن پزشکان عمومی ایران
سازمان نظام پزشکی
وبلاگ دستیاران پزشکی(گل پسر)
دبیر خانه شورای آموزش پزشکی
پزشک گمشده
پزشکان بدون مرز
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
پیوندها
قالب وبلاگ
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM